ممكن است آشكارترين چيزها را نبينيم ! نويسنده كتاب آخرين راز شاد زيستن مي نويسد كه : وقتي 10 ساله بودم با ارزشترين دارايي من ، توپ فوتبالم بود . با آن غذا مي خوردم ، مي خوابيدم و حتي هفته اي يكبار واكسش مي زدم . درباره فوتبال خيلي چيزها مي دانستم ولي در ساير موارد آنقدرها روشن نبودم . مثلا درباره تولد نوزادان نمي دانستم . يك روز بعدازظهر در خيابان بازي مي كردم كه توپ نازنينم گم شد . همه جا را به دنبالش گشتم و سرانجام به اين نتيجه رسيدم كه حتما كسي آن را دزديده است . پس از جستجوي فراوان رد خانمي را گرفتم كه به نظر مي آمد توپم را زير لباسش مخفي كرده است . با عجله به طرفش دويدم و گفتم ، آهاي خانم ! براي چه توپ مرا زير پيراهنت پنهان كردي ؟ و بعد معلوم شد كه توپي در كار نيست ، اما دست كم در آن بعدازظهر من فهميدم كه بچه ها چطور به دنيا مي آيند و خانمهاي باردار چه شكلي اند و البته چند دقيقه بعد توپ گمشده ام هم پيدا شد . اما براي من جالب تر از همه اين بود كه چطور بود تا آن روز ، هرگز به زنان باردار توجه نكرده بودم و چرا از آن روز به بعد ، خود را در محاصره خانمهاي باردار مي ديدم . نتيجه : اطلاعات جديد هنگامي در اختيار ما قرار مي گيرد كه آمادگي لازم براي كسب آنها را داشته باشيم ، و تا آن زمان حتي آشكارترين چيزها از چشمهايمان پنهان مي مانند .
ممكن است آشكارترين چيزها را نبينيم ! نويسنده كتاب آخرين راز شاد زيستن مي نويسد كه : وقتي 10 ساله بودم با ارزشترين دارايي من ، توپ فوتبالم بود . با آن غذا مي خوردم ، مي خوابيدم و حتي هفته اي يكبار واكسش مي زدم . درباره فوتبال خيلي چيزها مي دانستم ولي در ساير موارد آنقدرها روشن نبودم . مثلا درباره تولد نوزادان نمي دانستم . يك روز بعدازظهر در خيابان بازي مي كردم كه توپ نازنينم گم شد . همه جا را به دنبالش گشتم و سرانجام به اين نتيجه رسيدم كه حتما كسي آن را دزديده است . پس از جستجوي فراوان رد خانمي را گرفتم كه به نظر مي آمد توپم را زير لباسش مخفي كرده است . با عجله به طرفش دويدم و گفتم ، آهاي خانم ! براي چه توپ مرا زير پيراهنت پنهان كردي ؟ و بعد معلوم شد كه توپي در كار نيست ، اما دست كم در آن بعدازظهر من فهميدم كه بچه ها چطور به دنيا مي آيند و خانمهاي باردار چه شكلي اند و البته چند دقيقه بعد توپ گمشده ام هم پيدا شد . اما براي من جالب تر از همه اين بود كه چطور بود تا آن روز ، هرگز به زنان باردار توجه نكرده بودم و چرا از آن روز به بعد ، خود را در محاصره خانمهاي باردار مي ديدم .
نتيجه : اطلاعات جديد هنگامي در اختيار ما قرار مي گيرد كه آمادگي لازم براي كسب آنها را داشته باشيم ، و تا آن زمان حتي آشكارترين چيزها از چشمهايمان پنهان مي مانند .