تحليل تكنيكال بر اين فرض كه قيمتها روند دارند شكل گرفته است. خطوط روند در روش تكنيكال ابزار مهمي براي شناسايي(identification) و اثبات(confirmation) یک روند هستند. يك خط روند خط راستي است كه دویاچند نقطه روي نمودار قيمت را به هم وصل ميكند و سپس بسوي روزهاي آينده نيز امتداد داده ميشود تا يك خط حمايت يا مقاومت را تشكيل دهد. خيلي از اصولي كه درباره حمايت و مقاومت وجود دارد درباره خطوط روند نيز قابل كاربرد است.
روندهاي رو به بالا (صعودي)

يك روند رو به رشد يك خط با شيب مثبت است كه از وصل كردن دو يا چند نقطه مينيمم{نسبي} بدست مي آيد. نقطه مينيمم دوم بايد بالاتر از مينيمم اول باشد تا شيب خط مثبت شود.روندهاي رو به بالا بصورت حمايت عمل ميكنند و نشاندهنده اينست كه تقاضاي خالص(= تقاضا – عرضه) با بالا رفتن قيمت افزايش مي يابد.وقتي با بالا رفتن قيمت سهم تقاضا نيز افزايش پيدا كند سهم رشد زيادي خواهد داشت و نشان از عزم جزم خريداران سهم دارد. تا زماني كه قيمت سهم بالاي خط روند باقي بماند روند مثبت، محكم و بدون تغيير باقي ميماند. يك شكست قيمت بزير خط روند مثبت، نشاندهنده ضعيف شدن تقاضاي خالص بوده و احتمال تغيير در روند را بايد در نظر گرفت.
روندهاي رو به پايين( نزولي)

يك روند نزولي خطي با شيب منفي است كه از وصل كردن دو يا چند نقطه ماكزيمم{نسبي} بدست مي آيد. نقطه حداكثر دوم بايد پايين تر از نقطه اول باشد تا خطي با شيب منفي را تشكيل دهد. روند منفي بصورت مقاومت عمل كرده و نشاندهنده افزايش در عرضه خالص(=عرضه – تقاضا) علي رغم افت قيمت سهم است. وقتي افت قيمت همزمان با افزايش عرضه اتفاق مي افتد شاهد افت در سهم بوده واین موضوع حكايت از تصميم راسخ سهامداران بر فروش سهم دارد. تا زماني كه قيمت ها زير خط روند قرار دارند روند بدون تغيير و ثابت در نظر گرفته ميشود. يك شكست ناگهاني در قيمت و بالاتر رفتن قيمت ازخط روند نشاندهنده كم شدن عرضه خالص بوده و بايد احتمال تغيير در روند قيمت سهم را در نظر داشت.
تنظيمات مقياس نمودار
بنظر ميرسد رسم خطوط روند از نقاط حداقل يا حداكثر نمودار قيمت، در مقياس لگاريتمي بهتر نتيجه ميدهد. اين موضوع مخصوصا وقتي خطوط روند بلند مدت رسم ميشوند يا زمانيكه تغيير بزرگي در روند قيمت سهم بوجود آمده بيشتر خودنمايي ميكند.اكثر نرم افزارهاي رسم نمودار،اجازه رسم نمودار با دو نوع مقياس را به كاربر ميدهند : مقياس حسابي و مقياس لگاريتمي. درمقياس حسابي فواصل ارقام روي محور قائم(y) با هم يكسان است.يعني يك رشد 10 دلاري در قيمت يك سهم، چه قيمت سهم از 10 دلار به 20 دلار رشد داشته و چه از 100 دلار به 110 دلار رسیده باشد،يكسان نمایش داده میشود.در حالیکه در یک نمودار نیمه لگاریتمی مقادیر روی محورy بصورت درصدی نمایش داده میشوند،به عنوان مثال رشد قیمت سهم از 10 دلار به 20 دلار یک بازده 100% محسوب میشود درحالیکه رشد قیمت از 100 دلار به 110 دلار نشاندهنده یک بازده 10% است.

درنمودار بالا(شرکتEMC) یک رشد قیمتی زیاد در طول این بازه زمانی طولانی{2سال} اتفاق افتاده است.همانطور که مشخص است در مقیاس حسابی افت قیمت به زیر خط روند وجود ندارد ولی خط روند در مقیاس لگاریتمی بدون شکستگی و تغییر شیب است و نسبت به مقیاس حسابی شیب هموارتری دارد. قیمت این سهم درمدت زمانی کمتراز2 سال،3 بار دوبرابرشده است.در مقیاس نیمه لگاریتمی خط روند کاملا صعودی و با شیب ثابت است. در مقیاس حسابی،سه خط روند جداگانه برای مشخص کردن روند صعود قیمت سهم لازم است که رسم شوند.

در مثال دوم(شرکت BD) دو بار به صورت غلط اندازی بسمت بالا شکسته است و این در حالیست که در طول سالهای 1999 و 2000 قیمت سهم افت داشته است.این شکستها میتواند باعث گول خوردن و خرید پیش از هنگام درست شود ولی مشخصا بعد از هر دو قیمت سهم باز هم سقوط کرده است. سهم این شرکت،در طول این دوره 2 ساله سه بار به نصف قیمت قبلی سقوط کرده است. مقیاس نیمه لگاریتمی باز هم درصد سقوط قیمت سهم را بصورت هموار و بدون شکستگی در خط روند نشان میدهد.
تشخيص اعتبار خطوط روند
برای رسم خط روند نیاز به دو یا چند نقطه داریم. هر چقدر تعداد نقاط رسم خط روند بیشتر باشد اعتبار و درستی درجه حمایت(یا مقاومت) مربوط به خط روند بیشتر اثبات میشود. بعضي مواقع ممكن است يافتن بيش از 2 نقطه براي رسم خط روند دشوار باشد. علي رغم كاربردي و كليدي بودن خطوط روند در تحليل تكنيكال،هميشه امكان رسم خط روند روي هر نمودار قيمتي وجود ندارد. گاهي اوقات مينيمم ها يا ماكزيمم ها با همديگر جور نيستند و اينطور مواقع بهتر است خط روند رسم نگردد،بجاي اينكه به اجبار خط روند اشتباهي رسم كنيم. قاعده اصلي در رسم خط روند اين است كه با دو نقطه خط رسم ميشود و نقطه سوم براي تائيذ اعتبار خط روند بكار مي آيد.

در نمودار بالا مربوط به شركت MSFTيك خط روند صعودي رسم شده كه 4 بار توسط نمودار قيمت لمس شده و سپس رشد كرده است. بعد از چهارمين لمس در نوامبر99،خط روند يك خط حمايت معتبر در نظر گرفته ميشود.حالا كه قيمت براي چهارمين بار به سوي بالاي خط روند جهش ميكند،اطمينان نسبت به خط حمايت بيش از پيش قابل اتكاست. تا زماني كه قيمت بالاي خط روند(اينجا بمساوي با خط حمايت است) باقي ميماند،روند تحت كنترل خريداران قرار دارد.يك شكست قيمت بزير خط روند گوياي علامت هشداريست كه حكايت از عرضه خالص در حال افزايش است و تغيير در روند قيمت ممكن است بزودي اتفاق بيافتد.
فواصل نقاط رسم خطوط روند
همانطور كه گفته شد نقاط حداكثر(ماكزيمم)،خطوط روند نزولي را تشكيل ميدهند و نقاط حداقل(مينيمم) خط روند صعودي را رسم ميكنند. اين نقاط حداكثر يا حد اقل نبايد خيلي از هم دور يا نسبت به هم نزديك باشند.فاصله مناسب بين اين نقاط،توسط عواملي از اين قبيل تشخيص داده ميشوند: مقياس زماني رسم نمودار،محدوده تغييرات قيمت و نظرات شخصي تحليل گر. اگر دو نقطه مينيمم به هم خيلي نزديك باشند،اعتبار عكس العمل مينيمم(يعني ماكزيمم بعدي) بزير سوال ميرود {يعني نميتوان مطمئن بود اين مينيمم باعث بوجود آمدن ماكزيمم قابل توجهي در آينده بشود،در حاليكه اگر خط روند معتبر و قابل اتكا باشد،اتفاق افتادن اين موضوع تقريبا اجتناب ناپذير است}.اگر دو نقطه مينيمم از هم بسيار دور باشند ارتباط مابين اين دو نقطه حداقل مشكوك و غير قابل اتكاست. يك خط روند ايده آل و قابل اعتماد از تعدادي نقطه حداقل(يا حداكثر) با فواصل منطقي كه بصورت هموار و پي در پي خط روندي را تشكيل ميدهند. خط روند رسم شده در نمودار بالا براي شركت MSFT يك نمونه از فاصله خوب و مناسب بين نقاط حداقل براي رسم خط روند ميباشد.

در نمودار بالا(شركت WMT) نقطه ماكزيمم دوم بنظر خيلي نزديك به نقطه حداكثر اولي ميرسد و خط روند بدست آمده خيلي قابل اتكا و معتبر نيست. بهر حال خط روند بهتري نيز قابل رسم است به اين صورت كه نقطه دوم ِ حداكثر(شماره 2) را به عكسالعمل(ماكزيمم) بوجود آمده بخاطر مينيمم ماه فوريه، وصل كنيم.
زوايا و شيبها در خطوط روند
هر چقدر شيب خطوط روند بيشتر شود(قيمت با روند تندتري تغيير كند) از اعتبار درجه حمايت يا مقاومت كاسته ميشود. يك خط روند تند حاصل از يك جهش(يا افت) ناگهاني دريك بازه كوتاه زماني است. خط روند بوجود آمده بدليل اينگونه تغييرات ناگهاني، بعيد است كه يك خط حمايت يا مقاومت معني دار و قابل اعتماد را مشخص كند. حتي اگر سه نقطه معتبر وجود داشته باشند كه خطي با شيب به اين تندي را بعنوان يك خط حمايت يا مقاومت معرفي كند باز هم بسختي ميتوان به آن اطمينان كرد.

خط روند سهم شركت ياهو(با نمادYHOO) در طول 5 ماه، چهار بار توسط نمودار قيمت تماس يافته است. فاصله بين نقاط مناسب است ولي شيب خط روند زياد بوده و قابل قبول نيست. بنظر ميرسد سقوط سهم به زير خط روند محتمل تر از بالاي خط روند ماندن قيمت باشد. در هر حال تشخيص زمان اين سقوط و تصميم براي بازي كردن با سهم پس از قطع خط روند، كاري دشوار بنظر ميرسد. ميزان اطلاعات در حال نمايش در نمودارو اندازه چارت در زاويه خط روند تاثير گذارند. نمودارهاي كوتاه و عريض كمتر حاوي خطوط روند با شيب تند بنظر مي آيند، در حاليكه در نمودارهاي بلند و كم عرض، اكثر خطوط روند با شيب تند به چشم مي آيند. سعي كنيد اين موضوع را هميشه موقع تخمين و ارزيابي ميزان اعتبار يك خط روند در ذهن داشته باشيد.
خطوط روند قطع کننده
بعضي مواقع امكان رسم يك خط روند وجود دارد، ولي نقاط، دقيقا يك خط روند را مشخص نميكنند. مثلا نقاط حداكثر يا حداقل در محل مناسب براي تماس با خط روند قرار ندارند. ممكن است شيب خط زياد باشد يا نقاط حداقل و حداكثر به هم نزديك باشند. اما اگر يك يا چند نقطه را در نظر نگيريم، يك خط روند مناسب و منطبق روي نمودار قيمت ميتوان رسم كرد. گاهی اوقات زمان وجود تغییرات زیاد و عدم تعادل در بازار، ممکن است سهم رفتار غیرعادی داشته و بیش از حد معمول نوسان کند که این موضوع باعث بوجود آمدن نقاط حداکثر و حداقل نامنعارف میشود. یک روش برخورد با اینگونه تغییرات شدید این است که خطوط روند قطع کننده رسم کنیم. البته در صورتی که یک خط روند قطع کننده پرش قیمتی را در نظر نگیرد، این موضوع باید هدفمند و با دلایل منطقی باشد.
در نمودار بالاخط روند بلند مدت(شاخص S&P500) از اواخر سال 94 صعودی بوده و در ماههای زیر نقاط حداقل را در نمودار قیمت قطع کرده است : جولای 96، سپتامبر 98 و اکتبر 98. این نقاط حداقل در اثر اوج فروشهای بوجود آمده در دوره های فوق الذکر بوجود آمده اند و نشاندهنده تغییرات شدید و دفعتی قیمت هستند که حتی باعث نفوذ قیمت به زیر خط روند میشوند. با رسم خط روند از داخل این نقاط حداقل بنظر میرسد شیب خط روند منطقی و خوب بوده و مابقی نقاط مینیمم خیلی خوب و منطبق بر خط روند قرار دارند.
گاهی اوقات در نقاط حداقل یا حد اکثر یک " گروه قیمتی " بوجود می آید و چند مدتی نیز باقی میماند. گروه قیمتی یک بازه زمانی است که در آن قیمت ها در یک ناحیه محدود نوسان میکند. میتوان این نوع نوسانات محدود را در نظر نگرفت و کل یک گروه قیمتی را بعنوان یک نقطه(حداقل یا حداکثر) در نظر گرفت و خط روند را از میان گروه قیمتی رسم کرد. نمودار شرکت کوکا کولا(با نماد KO) که در بالا آورده شده نشاندهنده یک خط روند قطع کننده است که بعوض در نظر گرفتن پرش های قیمت در رسم خط روند، با استفاده از گروه قیمتی خط روند مناسبتری رسم شده است. در اکتبر و نوامبر سال 98 شرکت کوکا کولا دو ماکزیمم قیمت ایجاد کرده که ماکزیمم نوامبر کمی بالاتر از ماه قبل است(نقطه 1 روی نمودار). اگر نقطه ماکزیمم ماه نوامبر{ماکزیمم اولی} را برای رسم خط روند در نظر بگیریم، شیب خط روند بیشتر منفی میشود(خط خاکستری) و در ماه دسامبر شاهد تشکیل یک دره(سقوط ناگهانی) در قیمت هستیم. در هر حال خط روند خاکستری یک خط روند دو نقطه ای است و دو نقطه ماکزیمم ماههای ژوئن(June) و ژولای(July) سال 99 خیلی به هم نزدیکند(فلشهای سیاه را ببینید). زمانی که ماکزیمم ماه دسامبر99 شکل گرفت(فلش سبز رنگ) یک امکان جدید بوجود می آید تا خط روندی قطع کننده از نقاط ماکزیمم اکتبر/ نوامبر98 و دسامبر99 رسم نمود(خط روند آبی رنگ). این خط روند دوم بر سه نقطه معتبر بنا شده {بصورت انطباق کامل و نه قطع کننده} و اعتبار آن در پیش بینی خط روند مقاومتی بودن آن ثابت میشود (در ماکزیمم ژانویه 2000 – محل فلش آبی رنگ).
نتیجه گیری
روندها دید خوبی به تحلیل گر میبخشند، ولی اگر درست و بموقع بکار برده نشوند میتواند نتیجه عکس داده و اخطارهای خرید و فروش غلط اعلام کند! عوامل تحلیلی دیگری همچون درجات حمایت/ مقاومت یا تحلیل فراز/ نشیب(رونق و رکود) نیز باید بکارگرفته شوند تا بتوان به شکستگی و تغییر شیب خطوط روند اعتماد کرد. با وجود اینکه خطوط روند، مشخصه عمومی و اصلی تحلیل تکنیکی هستند ولی بندرت بعنوان ابزار تکی برای تحلیل و بررسی روند قیمت سهم و اعتبار سنجی روندها بکار میروند. خطوط روند نباید بعنوان ابزار قضاوت نهایی بکار روند، بلکه بعنوان اخطارهایی درباره احتمال تغییر روند قیمت بکار گرفته میشوند. تحلیل گر با استفاده از خطوط روند بعنوان ابزار تشخیص شکستگی و تغییر روند قیمت، میتواند بصورت دقیق تر، دیگر علائم و نشانه های تغییر بالقوه در قیمت سهم را بررسی کند.
خط روند صعودی شرکت VRSN(نمودار فوق) چهار بار با نمودار قیمت تماس داشته است{نقاط1تا4} و یک خط حمایت معتبر بنظر می آید. علی رغم اینکه در ژانویه 2000 خط روند قطع شده و میتواند نشانه ای بر برگشتن روند باشد، عکس العمل قبلی{مینیمم واقع در نقطه 4 که عکس العمل ماکزیمم قبلی محسوب میشود} شکست خط روند را تائید نمیکند ودر عوض ماکزیممی بالاتر از ماکزیمم قبلی را باعث میشود.{این موضوع نشاندهنده شکسته نشدن روند و ادامه داشتن روند صعودی است).
نويسنده: آرتور هيل
